سمنان جزیره لهجه ها ...
سمنان جزیره لهجه ها ...

سمنان،شاید تنها شهری باشد که وقتی غریبهای آنجا میرود حتما میفهمد مردمانش به او چه میگویند اما خود آن مردمان ممکن است درست نفهمند که دارند به یکدیگر چه میگویند! اتفاقی که یک دلیل ساده دارد؛ آنجا، به قول خودشان جزیره لهجههاست و محله به محله روش و گویش صحبت کردن آدمها عوض میشود. اما آنها حتما با غریبهها فارسی صحبت میکنند.
سمنانیها در شهرشان لااقل 5 گویش کاملا متمایز دارند. اتفاقی که وقتی در دایرههای کوچک از شهر فاصله میگیری با شدت بیشتری تکرار میشود. به فاصله 2 کیلومتری شهر، سنگسریها طوری حرف میزنند که سمنانیها به زحمت میفهمند چه میگویند. نمونهای که در این شهر و اطرافش زیاد است.
فارسی باستان
زبان سمنانیها فارسی است، اما یادگار فارسی دوران باستان است و حرکات و حروف را بر خلاف فارسی تهرانی ها، کتابی و دستوریتر ادا میکنند. اینجا تقریبا در پنج حوزه گویشی قرار گرفته که به این حوزههای پنج گانه (سمنان، سرخه، لاسگرد، سنگسر و شهمیرزاد) روستاها و آبادیهای دیگر را هم باید اضافه کرد. اما بین همه آنها، گویش سمنانی قدمت بیشتری دارد. طوری که آن را نزدیک به زبان پهلوی میدانند که طی دورههای گوناگون دست نخورده باقی مانده. در مجموع محدوده این استان را که روزگاری به قومس مشهور بوده، از نظر تنوع قومیتها و البته لهجه و زبانها میشود بررسی کرد. در منطقه شاهرود، گویش رایجی که وجود دارد به شاهرودی معروف است. گویشهای دیگری نیز در ناحیه شاهرود وجود دارد که مربوط به گروههای انسانی مهاجر است که با لهجههای کردی، ترکی، بلوچی و بعضیها هم با گویش عربی صحبت میکنند.
در واقع گویش شاهرودی گویش مسلط منطقه شاهرود است. زبان و لهجه محلی متداول در بین گرمساریها ، لهجه رازی است که با تفاوت جزیی اهالی نواحی اطراف تهران، ری، شمیران و ورامین نیز بدان تکلم میکنند و اما ساکنین نواحی مجاور بلاد جبال یعنی مناطق کوهستانی دامنه جنوبی البرز مرکزی با لهجهای آمیخته از لهجههای رازی و ناحیه جبال که خود تحت تاثیر لهجه طبری قرار گرفته سخن میگویند.
زبانهای محلی دیگر گرمسار عبارتند از: ترکی که افراد ایل اصانلو و پازوکی بدان تکلم میکنند. زبان اصانلو شبیه ترکی زنجانی و زبان ایل پازوکی شبیه ترکی آذربایجان است. افراد الیکایی نیز به زبان محلی مخصوص خود تکلم مینمایند.
تقاطع لهجه ها
راننده تاکسی میگوید اینجا لهجه زیاد داریم اما من چون با همه سر و کار دارم، زبان همهشان را میفهمم: «سنگسریها و شهمیرزادیها زبانشان به گیلکی میخورد. خیرآباد و رکنآباد اما کمی نرمتر حرف میزنند. سرخهای هم یک جور دیگریاند. اما خود سمنانیها چند جورند. سادهاش را بخواهید، تند که حرف میزنند، انگار که دارند زرگری حرف میزنند. کسی غیر خودشان نمیفهمد.» مرد، تکه کلامش «دایی» است. به ما میگوید: متوجه میشوی دایی؟
دنبال بیسیمچی جنگ میگردیم، اما پیدا نمیکنیم. ویژگی خاص صحبت کردن سمنانیها انگار در روزهای جنگ زیاد به کار میآمده:«اکثر بیسمچیهای جنگ سمنانی بودند. این بهترین و راحتترین کار برای به رمز صحبت کردن بدون استفاده از امکانات و روشهای پیچیده جنگی بوده. چون وقتی دو تا سمنانی با هم تند صحبت میکنند، امکان ندارد غیر از خودشان کسی متوجه شود که چه میگویند. انگار که دارند زرگری حرف میزنند.»
سنگهای توی قوطی
خودمان را میرسانیم به بازار قدیمی و سنتی سمنان. اینجا، با مغازه دارها که صحبت میکنی، همان فارسی ساده جواب میدهند. عجیب هم نیست چون فقط 3 ساعت با پایتخت فاصله داریم. اما وقتی خودشان با هم حرف میزنند، انگار که یکدفعه کانال عوض شده باشد، سخت میشود فهمید که چه میگویند. «ماشاا. . . محقق» یکی از قدیمیهای اینجاست که بیرون این بازار هم شناس است. او یکی از مجریان ثابت رادیوی استان سمنان است و شاعر چیره دستی هم هست. میگوید این روزها بچهها کمتر به لهجههای خودمان حرف میزنند و تهرانی و کتابی شده اند، اما ما در رادیو و شبکه استانی دنبال این هستیم که لهجه اینجا را زنده نگه داریم. از محقق در مورد سختی فهمیدن و یاد گرفتن لهجه سمنانی میپرسیم، میخندد و میگوید:« این مسالهای تاریخی است! حکایت داریم که یکی از پادشاهان هخامنشی عدهای را مامور کرد که بروند و لهجههای مختلف ایرانیها را یاد بگیرند و برای او توضیح بدهند. همه میآیند اما کسی که از منطقه قومس بر میگردد، دست خالی است. عاقبت هم چند تا سنگ میریزد توی یک قوطی و تکان میدهد که این صدای صحبت کردن تند 2 نفر از آن دیار است!»
وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَانِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّلْعَالِمِينَ (22)