استان سمنان مهد ادیبان واندیشمندان
....
....
....
جشن ها و آیین های استان سمنان
جشن هاي رايج در استان سمنان به سه دسته جشن هاي ملي, مذهبي و جشن هاي محلي تقسيم مي شوند. د ر اين استان علاوه بر مراسم عروسي وعيد نوروز كه داراي آداب خاص منطقه است، جشن ها و سرورهاي مذهبي نيز برگزار مي شوند. در محدوده هاي مختلف استان به مناسبت هاي اعتقادي و مذهبي مراسم جشن و شادي برگزار مي شود که تقريبا مانند اجراي مراسم در ساير نقاط ايران است كه در قسمت جشن ها و جشنواره هاي ايران در مورد آن ها توضيح كامل آورده شده است. از جمله اين مراسم مي توان به جشن هاي ميلاد پيامبر اکرم (ص)، ميلاد حضرت فاطمه (ع)، ولادت حضرت علي (ع) و ميلاد حضرت قائم (عج) اشاره کرد. در ضمن ويژه ماه مبارك رمضان، عيد غدير، عيد فطر و عيد قربان با شکوه و جلال همه گير در تمام نقاط شهري و روستايي استان برگزار مي شود.
عيد نوروز
بزرگ ترين, قديمي ترين و منسجم ترين جشن باستاني كه توسط تمام قوم هاي ايراني در ميان اهالي شهر و روستا و عشاير با هر طبقه اجتماعي برگزار مي شود, مراسم جشن عيد نوروز است. اين مراسم در استان سمنان نيز با شكوه و آداب مخصوص به خود انجام مي شود. معمولا يک ماه مانده به شروع سال جديد و عيد نوروز، نوجواناني به عنوان پيشاهنگ نوروزي، پس از غروب آفتاب در محله هاي قديمي به راه مي افتند و فرا رسيدن سال جديد را تبريک مي گويند. در بعضي از مناطق استان سمنان، از جمله در شاهرود، به نوروز جواني اصلاحا « صد سلام و سي عليک» يا « شالينو، مالينو» مي گويند. صاحب خانه وقتي مژده بهار و نوروز را مي شنود، انواع و اقسام خوراکي ها و شيريني هاي نوروزي را به نوروز خوان ها مي دهد. اين خوردني ها عبارت اند از هسته زردآلو، گندم، کنجد، شاه دانه بو داده، تخم مرغ پخته رنگ کرده و ...
زماني که صاحب خانه خبري نمي شود، نوروز جوانان براي دريافت نتيجه از صاحب خانه يک صدا مي گويند: يا سوال يا جواب شيشه پر گلاب. اين کار تا شب عيد ادامه مي يابد. مدتي که از شب گذشت نوروز خواني تمام مي شد. درآخرهر شب، نوروز خوان ها خوراکي ها و شيريني ها را روي هم مي گذارند و بين خود تقسيم مي کنند. معمول است که نوروز خوان دو سهم و بقيه يک سهم برمي دارند.
دو شب مانده به عيد نوروز را مردم استان سمنان روزعرفه مرده ها و يک شب به عيد مانده را روز عرفه زنده ها مي نامند. در شب عرفه مرده ها مردم براي اين که به نيت مردگان خود خيرات کرده باشند, ناني مي پزند که «گولاچ» نام دارد. سپس آن را به قبرستان مي برند و بين فقرا تقسيم مي کنند. مردم متعقدند در اين روز، مردگان چشم به راه خيرات زنده ها هستند و اين روز به آنان تعلق دارد. حتي مقداري خوراکي روي قبر مي گذارند و دعا و قرآن مي خوانند و به خانه خود بر مي گردند. گاهي نيز در مساجد و اماکن متبرکه شمعي را براي روشن شدن گور مردگان روشن مي کنند. شام عرفه، سبزي پلو است که اصطلاحا در محل علف چلو ناميده مي شود. آن را با سبزي صحرايي از قبيل چرقد پولکي، جاجو، چشم چغول و زين گو درست مي کنند. شام يک شب قبل از عيد نيز سبزي پلو است. آن شب را عرفه زندگان مي نامند.
در شب عيد، مردم به حمام مي روند تا آب عرفه را از سرشان دور کنند و سال نو براي آنان پر از خير و برکت باشد. در شب عيد حنا نمي بندند زيرا حنا تلخ است و براي مردم خوش يمن نيست. در شب عيد چراغي در منزل روشن مي کنند که بايد تا صبح روشن باشد. شام کشمش پلو است. خوردن آن در اين شب به نيت شيرين کام شدن اعضاء خانواده در تمام سال است.
چند ساعت قبل از تحويل سال نو، سفره هفت سين رامي چينند. سفره هفت سين عبارت است از خمير، سرکه، ماست، ماش، تخم مرغ، تخم مرغ رنگ کرده، سبزه، سمنو، سنجد، سير، چراغ، پنير، شير و هويج که معتقدند اين مواد موجب و مايه کار، شادماني، برکت، سرخي، سيري شکم و پيش نيامدن مرگ و مير براي اعضاي خانواده مي شود. به جز اين مواد، براي يمن و برکت سفره، گلاب و قرآن نيز در آن مي گذارند.
قبل از تحويل سال، اهالي منطه شاهرود در مسجد ها و تکايا اجتماع مي کنند. چند نفر از متدينين که سواد دارند، پس از وضو گرفتن، قلم ني را در زعفران فرو مي کنند و پشت بشقاب و کاسه هاي چيني، هفت آيه را که با سلام شروع مي شود مي نويسند. اين کار، تا تحويل سال ادامه مي يابد. سپس بشقاب هايي را که دعاي هفت سلام بر آن ها نوشته شده است با آب مي شوند و آب آن را براي شگون با خود مي برند. در راه، دو يا سه برگ اسفناج نيز از کسي که نذر دارد و برگ اسفناج تقسيم مي کند مي گيرند و وارد خانه مي شوند. اين مراسم به مراسم آب دعا معروف است.
در صبح روز عيد همه مردم با لباس هاي نو به ديد و بازديد يک ديگر مي روند و در همه خانه ها به بچه هايي که به ديدنشان مي آيند تخم مرغ پخته رنگ کرده و گردو يا چند سکه به عنوان عيدي مي دهند. اين ديد و بازديد ها اغلب تا روز سيزدهم ادامه پيدا مي کند. در اين روز مردم بيش تر به بيرون از شهر واغلب به مناطق خوش آب و هوا و سرسبز مي روند و ناهار را که بيش تر سبزي پلو است در آن جا صرف مي کنند.
ازدواج
ازدواج و تشکيل خانواده درايران، عناصر و ارزش هاي زنده، تحکيم بخش و ارزشمندي در خود دارد كه در نهايت هدف آن ها زندگي مطلوب و موفق زوج است. امروزه مراسم هاي سنتي در بيش تر مناطق استان سمنان از رونق اوليه خود برخوردار نيست ولي در کشاکش اين آداب و رسوم، تحرک ها, پويه ها, قهر و آشتي ها, شادي ها و دلهره هاي لذت بخشي, وجود داشته كه اطلاع از آن ها خالي از لطف نيست. در استان سمنان مراسم ازدواج و تشكيل خانواده داراي آداب و رسوم مخصوص به خود است كه تشريفات محلي در اين منطقه در بافت و محتواي خود, به تداوم مطلوب زندگي نظر داشته است.
تشكيل خانواده دراين خطه از ايران در شيوه سنتي خود چهار مرحله داشته است كه شامل مرحله: انتخاب دختر, دوخازي ياخواستگاري, عقدکنان و عروسي است. انتخاب همسر در خانواده هاي سمناني معمولا توسط بزرگ هاي خانواده صورت مي گرفته است. خانواده ها معمولا دختري را براي همسري پسرشان نشانه مي كردند و تحقيقات لازم را در مورد نجابت,عفت,استعداد, لياقت و سلامت جسماني او انجام مي دادند. پس از انتخاب اوليه دختر يكي از آشنايان خانواده پسر به خانواده دختر پيامي کنايه آميزمي دادند که مثلا: فلان خانواده به شما راه دارند؟ يا پسر فلان کس رابه غلامي قبول مي کنيد؟ پس از جلب موافقت خانواده دختر, شبي را براي خواستگاري «دوخازي dowxazi» تعيين مي کردند.
در شبي که براي «دوخازي» تعيين مي شد, جمعي از بزرگان و ريش سفيدان دو فاميل در خانه عروس جمع شده و پس از تعارف هاي مقدماتي, يکي از افراد که صراحت بيش تري داشت از پدر عروس مي پرسيد که: فلان, پسر فلان رابه غلامي قبول مي کند؟ پدر عروس جواب مي داد, که خدا به بخشد, نور چشم ماست, و اين علامت رضاي پدر دختر بود و حاضرين با صداي بلند مي گفتند: انشاء الله مبارک است.
از اين پس, به طورجدي, مسايل مالي مطرح مي شد و درباره «مهر يا کابين» عروس مذاکره مي شد. مهر بيش تر مواقع بايد خانه, زمين, باغ, آب, گوسفند, فرش باشد و پشت قباله عروس ثبت شود و از طرف پدر داماد, يا مادر او تعهد شود. اعتقاد براين بود که زن بايد در خانه شوهر «جاي پا» و «حق زمين» داشته باشد. تخصيص پول براي مهر, در گذشته بسيار اندک و محدود به مواردي بود که پدر يا مادر داماد, فاقد خانه و زمين و آب باشند. پس از تعيين مهر يا صداق, درباره ديگر لوازم مربوط به عروس و نيازهاي زندگي جديد عروس و داماد مذاکره مي شد.
مقدار طلا و جواهر براي عروس, پنبه و مقدار آن براي لحاف و تشک, قند, شکر, برنج و گوشت براي ايام عروسي, مقدار لباس, کفش و جوراب براي عروس و اطرافيان او, حنا, صابون و مقدار آن, «خرج صندوقچه» که عبارت بود از جعبه لوازم آرايش و خرج آشپزخانه و ساير احتياجات عروسي, دقيق با ذکر جزييات, صريح و روشن تعيين و صورت برداري مي شد. در طول اين مدت ميهمانان با شربت و شيريني پذيرايي مي شدند. شيريني شاخص در اين مجلس و تمام شب هاي عروسي «پشمک» بود.اين شب را اصطلاحا شب قول گيران مي ناميدند.
روز بعد از طرف داماد, کله قندي همراه با هدايايي به خانه عروس فرستاده مي شد. مادر عروس نيز خوانچه مرکب از بادام, فندق, حلواي کنجدي, انجير خشک و امثال آن, همراه با سبزي به خانه داماد مي فرستاد و رفت و آمدها و دعوت هاي دسته جمعي شروع مي شد. گاهي مراسم عقد, بلافاصله پس از «دوخازي»انجام مي شد و گاهي يک تا دو سال طول مي کشيد. در صورت اخير, مجلس جشن مفصلي ترتيب مي يافت و خويشاوندان و دوستان دو طرف دعوت مي شدند و با صرف شربت و شيريني, از وصلت دو طرف آگاهي مي يافتند. اين مجلس را «مجلس شيريني خوران» يا به اصطلاح «شال و انگشتر کردن عروس» مي خواندند. اگر پس از «دوخازي» قرار مي شد که بلافاصله عقد کنان صورت پذيرد, دراين صورت روزي را که به اصطلاح «ساعت داشته باشد» و بنابر تقويم, روز سعد وخوش يمني باشد, انتخاب مي کردند. شب قبل از عقدکنان «خوانچه» يعني آن چه را که درشب قول گيران تصويب شده بود باتشريفات خاصي به منزل عروس مي فرستادند. همه وسايل را در بسته ها و مجموعه هاي متعدد به نحوي که چشم گير و قابل توجه باشد, تنظيم مي کردند. مخصوصا وسايل عروس را تکه تکه مي آوردند, و اصولا سعي مي شد که تعداد بسته ها و تکه ها زياد باشد
غذاهای محلی استان سمنان
مردم استان سمنان هم چون مردم ساير قسمت هاي ايران از انواع غذاها, نان ها, سالادها و سبزي هاي رايج در سبد غذايي خود استفاده مي كنند. برخي از غذاها و نان ها چون نان سمناني و سبزي پلوي سمناني و آبگوشت خربزه از جمله غذاهايي است كه صرفا در اين استان تهيه و طبخ مي شوند كه جزو غذاهاي خاص محلي اين استان به شمار مي آيند.
براي تهيه سبزي پلوي سمناني سبزي تازه با ساقه, گوشت ماهيچه, برنج وماهي- زعفران آب گرفته - نمك وفلفل وزرد چوبه مورد نياز است. براي تهيه اين نوع غذا سبزي هاراپاك وخرد كرده و از سير تازه باساقه سبز آن استفاده مي شود. برنج را صاف كرده و لابه لاي آن از سير وسبزيجات تازه وخرد شده ريخته مي شود و كمي كه دم گرفت آب روغن وزعفران روي آن داده مي شود تا كاملا آماده شود.
ته چين كشمش ولپه از ديگر غذاهاي محلي سمناني هاست كه لپه, كشمش, مرغ, زعفران, روغن , ماست, زرده تخم مرغ در تهيه آن استفاده مي شود.
آبگوشت خربزه يا به زبان محلي «كالك قليه»، غذاي شيريني از مردم سمنان و توابع آن است. مردمي كه در بسياري از قسمت هاي منطقه، مانند ميدان غياثي سمنان ساكن هستند, از اين غذا استفاده مي كنند. خربزه, پياز، نخود, لوبيا و گوشت آبگوشتي مواد تشكيل دهنده اين غذا هستند. انواع خوراكي ها چون برگه زردآلو، كشمش، نان چاي، انجير، پسته، آروشه (نوعي خوراكي محلي)، قره غوروت، گردو … در اين منطقه وجود دارد كه جزو سوغاتي ها نيز به شمار مي آيند.
ویژگی های مردم نگاری استان سمنان
استان سمنان از لحاظ آداب و رسوم و کنش هاي فرهنگي مردم، از تنوع برخورداراست. تنوع در مسايل انساني و اجتماعي و طبيعت استان، سبب به وجود آمدن اين گوناگوني شده است. انجام مراسم مربوط به سوگ و عزاهاي خصوصي و مذهبي و ساير کنش هاي فرهنگي مردم، با وجود تفاوت هاي جزيي که در نقاط مختلف استان با هم دارند، بر بستر باورهاي ديني و مذهبي و وابستگي هاي ملي و منطقه اي شکل گرفته اند. دراين قسمت درباره نژاد دين و مراسم هاي خصوصي و عمومي سوگواري در استان سمنان اطلاعاتي آورده مي شود.
نژاد مردم استان سمنان آريايی است. مردم اين منطقه مسلمان و شيعي مذهب هستند و اقليتي مسيحي و پيروان اديان ديگر نيز در مناطق مختلف اين استان ساكن هستند. بر اساس سرشماري سراسري سال 1375 استان سمنان داراي 501446 نفرجمعيت بوده است.
مراسم مربوط به عزاداري دراستان سمنان به دو شکل مراسم عزاداري خصوصي و عزاداري مذهبي و عمومي است. عزاداري خصوصي همان مراسمي است كه در آن شخصي فوت مي كند و بعد از انجام غسل، کفن کردن و تدفين مرده، صبح اولين روز بعد از مرگ زنان فاميل و آشنا بر سر مزار مي روند و براي آمرزش روح متوفي فاتحه مي خوانند. به اين مراسم فاتحه خواني در اصطلاح«منزل مبارکي» مي گويند. صبح روز دوم ختم زنانه برگزار مي شود. اقوام و آشنايان در منزل متوفي جمع مي شوند و علاقه مندان يک يا چند سوره از قرآن را به نوبت قرائت مي کنند. حاضران پس از صرف ناهار سر مزار مي روند و در اطراف قبر حلقه مي زنند و پس از روضه و فاتحه خواني به خانه خود باز مي گردند.
عصر روز سوم در يکي از مساجد ختم مردانه برگزار مي شود. در اين مجلس عده اي به قرائت قرآن مي پردازند و خطيب به محض وارد شدن هر کس، با صداي بلند مي گويد فاتحه, بعد از گذشت يک ساعت روضه خوانده مي شود. بين زنان اين گونه رسم است که تا روز پانزدهم به جز صبح روز دوم، بر سر مزار نمي روند.
عصر روز چهاردهم زنان به منزل صاحب عزا مي روند و به اتفاق آن ها بر سر قبر مي روند و روضه اي در آن جا خوانده مي شود. هم چنين در شب چهلم، زنان و مردان در منزل صاحب عزا جمع مي شوند، روضه و فاتحه خوانده مي شود و پس از صرف شام همه به خانه هاي خود باز مي گردند. مراسم ختم بعد از دفن ميت، در مسجد و در روزهاي سوم، هفتم، چهلم و سالگرد برگزار مي شود.
عزاداري مذهبي در استان سمنان به اين گونه است كه: مردم سمنان نيز چون ديگر مردم كشور از تاريخ اول تا دهم محرم هر سال به عزاداري براي شهادت امام حسين (ع) مي پردازند و اين عزاداري تا ده روز ادامه دارد. هرساله پيش از شروع ايام عزاداري، مردم روستاها و شهرهاي استان سمنان با سياه پوش کردن محله ها، تکايا و حسينيه ها و با برپا کردن خيمه ها، به استقبال اين ماه عزاداري مي روند.
از روز اول دهه ماه محرم، مجالس روضه خواني در تکايا در سه نوبت صبح، عصر و شب برگزار مي شود. هرمحله و تکيه، دسته هاي عزاداراي جداگانه دارد. دسته هاي عزاداري از شب ششم تا عاشورا به صورت گردشي درمحله ها عزاداري مي کنند. اين عزاداري بيش تر به شکل زنجير زني و سينه زني صورت مي گيرد. درميان دسته هاي عزادار، درگذشته اسبي به عنوان ذوالجناح که افساري به آن مي بستند وجود داشت که يک نفر آن را مي کشيد. در سال هاي اخير نيز گاهي اين کار انجام مي شود.
از جمله کارهايي که مردم در دهه ي اول محرم انجام مي دهند؛ تزيين نخل با تصاويري از امامان، واقعه عاشورا و تصاوير شهداست. در بعضي موارد، با آيينه و روپوشي از رنگ مشکي يا سبز اين تزيينات را از روز هفتم تا روز عاشورا به همراه دسته هاي عزاداري حمل مي کنند. مراسم نخل گرداني در روز عاشورا به ويژه در شهرستان سمنان بيش تر صورت مي گيرد.
بنا به اعتقادات و باورهاي ديني، برخي از بيماران خود را به اين نخل ها مي بندند و شفا مي طلبند در روز عاشورا در بيش تر نقاط استان، افرادي که نذر کرده باشند، به مردم غذا مي دهند. در ميان مراسمي که در روز تاسوعا و عاشورا بيش از هر چيز در بعضي نقاط جلب توجه مي کند آتش زدن خيمه به ياد سوختن خيمه هاي ابا عبدالله الحسين و خاندان و اصحابش است.
در روز چهلم شهادت امام حسين (ع) و 28 صفر كه سالروز رحلت حضرت محمد(ص) و شهادت امام حسن مجتبي(ع) است, نيز مراسم روضه خواني و عزاداري به شکل سينه زني و زنجيرزني در بيش تر نقاط استان برگزارمي شود و برخي خانواده ها به اندازه توانايي مالي خود نذرهايي را به اشكال مختلف بين مردم تقسيم مي کنند.
جاذبه های فرهنگی استان سمنان
ستان سمنان يكي از استان هاي كويري كشور ايران است كه از آثار و ابنيه تاريخي, جاذبه هاي كويري و كوهستاني, آداب اجتماعي و فرهنگي خاص خود برخوردار است. اين استان داراي پوشاك خاص محلي خود است كه در كنار انواع توليدات صنايع دستي عشايري و روستايي و شهري تشكيل دهنده جاذبه هاي فرهنگي اين استان هستند. تنوع انواع صنايع دستي استان سمنان از قبيل: قالي, گليم, جاجيم، شالبافي، سجادهبافي، چادرشب، سبدبافي، زيلوبافي، كرباس، پشم ريسي, سفال و سراميك, نمد, منبتكاري, معرق كاري, قلمزني, چاپ قلم كار, چاقوسازي و چرمسازي نشانه روحيه هنرمندانه و فرهنگ عميق مردم سمنان است. تنوع بازي ها و نمايش هاي محلي نيز در اين استان؛ حكايت از غناي فرهنگي اين خطه از سرزمين ايران دارد.
صنایع دستی استان سمنان
استان سمنان داراي صنايع دستي متنوع و خوبي است. توليدات صنايع دستي عشايري و روستايي و شهري در استان سمنان به ترتيب اولويت و اهميت كمي و كيفي عبارت است از: بافتههاي داري شامل قالي و گليم, نساجي سنتي (شامل جاجيم، شالبافي، سجادهبافي، چادرشب، سبدبافي، زيلوبافي، كرباس، پشم ريسي), سفال و سراميك, نمد, منبتكاري – معرق كاري – قلمزني, چاپ قلم كار – چاقوسازي و چرمسازي.
قالي بافي: قاليبافي دراستان سمنان از لحاظ ابعاد – بافت – رنگ بندي و نقوش در مناطق مختلف استان متفاوت است و بيش از چندين طرح شناخته شده و مجزا از يك ديگر وجود دارد. قاليبافي به ترتيب اولويت در شهرهاي دامغان، شاهرود, سمنان و روستاهاي منطقه طرود و خارتوران شاهرود انجام ميشود. قاليهاي مهد شير بيش تر بر شيوه قاليهاي مناطق قم و گاهي كاشان بافته ميشود.
تاريخچه بافت قالي در استان سمنان به 130 سال پيش باز ميگردد. گفته ميشود در ابتدا شخصي به نام ميرزا احمد كرماني وارد شهر سمنان شد و از آن جا كه پولي براي رفتن به شهر مشهد نداشت؛ به منظور كسب درآمد؛ آموزش قالي بافي را در سمنان به عهده گرفت و اين كار سبب گسترش قاليبافي دراين منطقه كويري شد. كارگاههاي اوليه از نوع بافت تركي و دارهاي عمودي بودند.
بافت قالي بر روي دستگاه هاي چوبي يا فلزي كه در اصطلاح دار خوانده ميشود, انجام مي گيرد و دارهاي رايج صرف نظر از اشكال مختلفي كه دارند به صورت افقي و عمودي قابل تقسيم هستند. در ابتداي كار؛ چلهكشي كه همان كشيدن نخ هاي تار به دور دار و قرار گرفتن آن ها در جاي مخصوص خود است, انجام ميشود. قالي در واقع مجموعهاي از صدها هزار دانه يا گره است كه در رجهاي موازي بر چلهها مينشيند و هر قدر تعداد اين گرهها در سطح فرش بيش تر باشد, مرغوبيت و استحكام آن بيش تر است. گرههاي رايج در قاليبافي عموماً يا فارسي (غير متقارن) يا تركي (متقارن ) است. درابتداي فرش قبل از شروع بافت و در قسمت انتهايي بعد از اتمام بافت؛ چندين سانت گليم بافت وجود دارد كه به همراه شيرازههايي كه اطراف فرش پيچيده ميشوند در استحكام فرش تأثير عمدهاي دارد.
گليمبافي : بافت گليم به گونهاي بسيار ساده آغاز شد و تمام اشكال بافت در بيش تر نقاطي كه گليمبافي در آن ها رايج است؛ اعمال ميشود. بافت گليم عبارت است از عبور نخهاي رنگين پود از لابلاي نخهاي ساده تار كه به اشكال مختلف امكانپذير است. سادهترين شيوه بافت گليم عبور نخهاي پود به صورت يك در ميان از لابلاي نخهاي تار است و شكل ديگر آن عبور تار از روي چند پود با عبور از روي چند تار است. چلهكشي دارهاي گليمبافي اعم از دارهاي افقي و عمودي شبيه چلهكشي قالي است و تارها اغلب از نخ پنبهاي به رنگ سفيد و پودها از جنس نخ رنگين پشم است. براي بافت قالي پشم نخ، قلاب، كوجو (گله) يا كوجي و هاف (پيدامه) هر دو براي ايجاد ضرب چاقو و شانه لازم است.
دستبافي : فرآوردههايي كه با كمك دستگاه هاي ساده و سنتي بافندگي (دستگاه ويژه بافت جاجيم, دستگاه دو وردي، دستگاه چهار وردي و ژاكارد دستي) تهيه مي شوند؛ دست بافي نام دارند. هرچه تعداد وردها بيش تر باشد ميزان تغييرات تارها، بالا و پايين رفتن آن ها و بر طبق آن پودگذاري متنوعتر ميشود. انواع توليداتي چون جاجيم، شال، چادر شب، سفره و ... از دست بافي هاس سمنان به شمار مي آيند.
جاجيم بافتهاي از نخ پشم ايوان و تيره رنگ پنبهاي يا پشمي است كه بيش تر توسط زنان بافته ميشود. اين بافته در زمستان هاي سرد به عنوان لحاف كرسي مورد استفاده واقع مي شود و امروزه از آن به عنوان پادري، سجاده سرحمامي و ... نيز استفاده مي شود. نوع چلهكشي براي بافت جاجيم همان روشي است كه در چلهكشي قالي استفاده مي شود.
نمد مالي: نمد ساده ترين كفپوش است كه ساخت آن نياز به دستگاه خاصي ندارد. در نمد مالي در واقع از خاصيت در هم پيچيدن الياف آن در اثر رطوبت و فشار استفاده ميشود. احتمال دارد كه اولين بار بافنده گاني كه الياف پشمي خود را شسته و براي گرفتن رطوبت آن با چوب دستي ضربههايي به پشم زدهاند؛ موفق به كشف اين خصوصيت پشم و در نتيجه موفق به وجود آوردن صنعت نمد مالي شدهاند. ساخت نمد,ساده و ارزانتر از توليد گليم و قالي است. امروزه از نمد در ساخت كف پوش، آويز ديواري، جل اسب و غيره استفاده ميشود.
چاپهاي سنتي قلم كار: پارچههايي كه به وسيله قلم مو، مهر و نظاير آن رنگآميزي شده و نقش ميپذيرد؛ جزو چاپهاي سنتي به شمار ميآيند. كارهايي مانند چاپ قلم كار، چاپ كلافهاي (باتيك) و... از جمله اين نوع چاپ ها به شمار مي آيند. در پارچههاي سنتي كه به نام پارچههاي قلم كار ناميده ميشوند؛ اين كار توسط قالبهاي چوبي كه داراي نقوش برجسته است, انجام ميشود و ركن اصلي قلم كارسازي قالب ها است كه حداكثر در چهار رنگ بر روي چوبهايي مانند گلابي و زالزالك تراشيده ميشود.
رنگهاي سنتي از موادي ساده و ارزان مثل پوست انار، روغن كرچك, كتيرا، گل سرخ؛ زاج سياه, زاج سفيد و ... تهيه ميشود. نخستين مرحله چاپ قلم كار آب دادن پارچه است كه طي آن پارچه موردنظر جهت قلم كارسازي به رودخانه برده ميشود؛ در آب قرار ميگيرد تا رنگ هاي اضافي و آهار از بين برود و بعد از آن رنگ زمينه ميتواند سفيد يا ز