نخستين همايش علمي پژوهشي «بشقاب پرنده‌ها» برگزار مي‌شود

به همت انجمن علمي نجوم و دانشگاه سمنان نخستين همايش «بشقاب پرنده‌ها» 25 اسفند ماه سال جاري در سمنان برگزار مي‌شود.

به گزارش سرويس علمي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، در اين همايش كه با حضور رضا شمس خاني، عضو بنياد بين‌المللي ترويج علوم برگزار مي‌شود، علاوه بر معرفي آخرين دستاوردهاي كشور در عرصه فناوري‌هاي نوين فضايي، به بررسي علمي موجودات ناشناخته فضايي، ارايه شواهد و مستندات تاريخي پيرامون وجود اشياي پرنده‌هاي ناشناخته، بررسي وجود حيات در ساير نقاط جهان هستي به استناد منابع اسلامي ، بررسي نظريات مختلف در مورد موجودات هوشمند غير انسان و موارد مشاهده اشياي پرنده‌هاي ناشناخته بر اساس گزارش‌هاي علمي تاييد شده معاصر پرداخته مي‌شود.

 

 

 

 

ماجرای دعوای سیاوش قمیشی با علیرضا قمیشی؟!!

«اسیر» عنوان آلبومی است در سبک پاپ که هر چند هنوز بیش از دو هفته از عرضه آن در بازار موسیقی نمی‌گذرد اما پخش گسترده آن در سوپرمارکت‌ها و البته نام‌خانوادگی صاحب اثر یعنی «قمیشی» که شباهت بسیاری دارد به نام‌خانوادگی یکی از خوانندگان آن سوی آب، باعث شده کنجکاوی مخاطبان برای شنیدن قطعات این آلبوم دوچندان شود.

http://www.seemorgh.com/DesktopModules/iContent2/Files/83367.jpg

جالب اینجاست علیرضا قمیشی خواننده این آلبوم نیز با یک ترفند تبلیغاتی، نام‌خانوادگی خود را بر روی استندها و پوسترهای تبلیغاتی این آلبوم، با فونتی چند برابر فونت نامش درج کرده تا بدین واسطه بتواند فروش آلبومش را بیشتر کند و کم نبوده‌اند رهگذرانی که با دیدن نام «قمیشی» بر روی این استندها این حدس در ذهن‌شان به وجود آمده که نکند در کنار حبیب محبیان، سیاوش قمیشی هم به ایران آمده و توانسته مجوز فعالیت در داخل را هم دریافت کند!

 

اما واقعیت این است که آلبوم مذکور چندین سال برای دریافت مجوز انتشار در ارشاد مانده‌ و آلبومی است از فرزند پسر خواننده لوس‌آنجلس‌نشین! پسری که حاصل ازدواج سیاوش قمیشی با لیلا وصال بوده و متولد 1349 تهران است.
جالب اینجاست علیرضا در تمام این سال‌ها در هر محفلی که حضور یافته کوشیده با صحبت درباره این موضوع که پدرش کیست، عیار هنری خود را بالا ببرد اما نه فقط سیاوش هیچ گاه علیرضا را به عنوان فرزند خود قبول نداشته که حتی چند سال قبل در گفتگو با یکی از شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان از این موضوع سخن گفته که هیچ‌گاه علاقه‌ای به تولد این فرزند نداشته‌است!
قضیه وقتی شکل تاسف‌بارتر به خود می‌گیرد که علیرضا قمیشی در آلبوم «اسیر» دو قطعه از آثار سابق پدر را بازخوانی کرده و حتی برای به‌دست آوردن دل پدر، یکی از قطعات آلبوم با عنوان «درد دوری» را هم به پدر تقدیم کرده اما بلافاصله پس از انتشار این آلبوم، پدر طی اطلاعیه‌ای اعلام می‌کند که تحت هیچ عنوان، امتیاز هیچ اثر هنری خود شامل ملودی، آهنگ و تنظیم را به هیچ خواننده و هنرمند ایرانی واگذار نکرده و هر نوع اجرای مجدد، کپی کردن، انتشار و حمایت‌های غیراصل، دستبرد هنری محسوب می‌شود و این یعنی اینکه انتشار آلبوم «اسیر» توسط شخصی به اسم علیرضا قمیشی دستبرد هنری محسوب می‌شود!

 

 

ماجرای دعوای سیاوش قمیشی با علیرضا قمیشی؟!!

«اسیر» عنوان آلبومی است در سبک پاپ که هر چند هنوز بیش از دو هفته از عرضه آن در بازار موسیقی نمی‌گذرد اما پخش گسترده آن در سوپرمارکت‌ها و البته نام‌خانوادگی صاحب اثر یعنی «قمیشی» که شباهت بسیاری دارد به نام‌خانوادگی یکی از خوانندگان آن سوی آب، باعث شده کنجکاوی مخاطبان برای شنیدن قطعات این آلبوم دوچندان شود.

جالب اینجاست علیرضا قمیشی خواننده این آلبوم نیز با یک ترفند تبلیغاتی، نام‌خانوادگی خود را بر روی استندها و پوسترهای تبلیغاتی این آلبوم، با فونتی چند برابر فونت نامش درج کرده تا بدین واسطه بتواند فروش آلبومش را بیشتر کند و کم نبوده‌اند رهگذرانی که با دیدن نام «قمیشی» بر روی این استندها این حدس در ذهن‌شان به وجود آمده که نکند در کنار حبیب محبیان، سیاوش قمیشی هم به ایران آمده و توانسته مجوز فعالیت در داخل را هم دریافت کند!

 

اما واقعیت این است که آلبوم مذکور چندین سال برای دریافت مجوز انتشار در ارشاد مانده‌ و آلبومی است از فرزند پسر خواننده لوس‌آنجلس‌نشین! پسری که حاصل ازدواج سیاوش قمیشی با لیلا وصال بوده و متولد 1349 تهران است.
جالب اینجاست علیرضا در تمام این سال‌ها در هر محفلی که حضور یافته کوشیده با صحبت درباره این موضوع که پدرش کیست، عیار هنری خود را بالا ببرد اما نه فقط سیاوش هیچ گاه علیرضا را به عنوان فرزند خود قبول نداشته که حتی چند سال قبل در گفتگو با یکی از شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان از این موضوع سخن گفته که هیچ‌گاه علاقه‌ای به تولد این فرزند نداشته‌است!
قضیه وقتی شکل تاسف‌بارتر به خود می‌گیرد که علیرضا قمیشی در آلبوم «اسیر» دو قطعه از آثار سابق پدر را بازخوانی کرده و حتی برای به‌دست آوردن دل پدر، یکی از قطعات آلبوم با عنوان «درد دوری» را هم به پدر تقدیم کرده اما بلافاصله پس از انتشار این آلبوم، پدر طی اطلاعیه‌ای اعلام می‌کند که تحت هیچ عنوان، امتیاز هیچ اثر هنری خود شامل ملودی، آهنگ و تنظیم را به هیچ خواننده و هنرمند ایرانی واگذار نکرده و هر نوع اجرای مجدد، کپی کردن، انتشار و حمایت‌های غیراصل، دستبرد هنری محسوب می‌شود و این یعنی اینکه انتشار آلبوم «اسیر» توسط شخصی به اسم علیرضا قمیشی دستبرد هنری محسوب می‌شود!

 

شرکت ایران خودروی سمنان افتتاح خواهد شد.

به همت آقای مهندس نجم الدین مدیر عامل شرکت ایران خودرو و پیگیری های آقای دکتر کواکبیان نماینده مردم شریف شهرستانهای سمنان و مهدیشهر  شرکت ایران خودروی سمنان فردا ساعت 9 صبح(۱۹/11/89 سه شنبه) افتتاح خواهد شد.

چگونه جستجوی حرفه ای در گوگل داشته باشیم؟

گوگل کردن فقط تایپ چند کلمه و کلیک روی دکمه جستجو نیست. برخی اوقات این روش کمترین نتیجه دلخواه مارا رقم خواهد زد. اما می‌توانیم با دانستن ترفندهای جستجو به راحتی به نتایج دلخواهمان برسیم.

در موتور جستجوی گوگل می‌توانید از کدهای زیر استفاده کنید:

filetype:
برای جستجوی نوع خاصی از فایل‌ها می‌توان استفاده کرد. مثال
mohsen yeganeh filetype:mp3
site:
جستجو درون یک سایت یا دامین. مثال:
آموزش زبان site:365rooz.com

inurl:
کلمه جستجو شده در بین دامین‌ها جستجو خواهد شد. مثال
inurl:marketing
allinurl:
این کد هم مانند کد قبل عمل می‌کنند اما می‌توان از چندین کلمه در جستجو استفاده کرد. مثال
allinurl:  marketing

intext:
جستجوی کلمات در متن اصلی سایت‌ها. مثال
intext: marketing

allintext:

این کد هم بمانند کد قبل است با این تفاوت که امکان جستجوی چندین واژه وجود دارد. مثال
allintext: search marketing

intitle:
همانطور که مشخص است در تیترها جستجو خواهد کرد. مثال
intitle:“search marketing”

allintitle:
بمانند کد قبل. مثال
allintitle: search marketing

related:
صفحاتی را می یابد که حاوی مقدار گفته شده باشد. مثال
related:www.365rooz.com

info:
مشخصات صفحه مورد نظر را برمی‌گرداند. مثال
info:www.365rooz.com
link:
صفحاتی را جستجو می‌کند که به صفحه مورد نظر شما لینک داده‌اند. مثال
link:www.365rooz.com
cache:
کش گوگل را از یک صفحه نمایش می‌دهد! مثال
cache:www.365rooz.com

define:

تعریف واژه شما. مثال
define:contribution


{street address}
نمایش نقشه و مشخصات آدرسی که وارد شده. مثال
۱۲۳ main, chicago, il chicago, il chicago


{عملیات ریاضی}

به راحتی می‌توانید عملیات ریاضی را جستجو کنید؛ گوگل نتیجه نهایی عملیات را برمی‌گرداند. مثال: ۳۵ * ۴۰ * ۵۲

راز سبیل معروف آدولف هیتلر فاش شد

راز سبیل معروف آدولف هیتلر فاش شد


یک کارشناس آلمانى علت روش اصلاح منحصر به فرد سبیل ادولف هیتلر را توضیح داده است.
روزنامه اینترنتى روسى لنتا نوشت: الکساندر موریتس فراى در یادداشت هاى خود اظهار داشته که در زمان جنگ جهانى اول به هیتلرکه درحال خدمت سربازى بود دستور داده شد که سبیل پرپشت خود را اصلاح کند تا پرپشتى سبیل مانع استفاده از ماسک هاى ضد گاز جدید نشود.
به گفته این نویسنده المانى هیتلر پیش از ان سبیل خود را به خاطر پنهان کردن بریدگى بسیار زشت روى لب خود بلند نگه مى داشت.
بر اساس این گزارش تا کنون تصور مى شد که هیتلر به تبعیت از مد سبیل خود را کوتاه مى کرده است اما یادداشت هاى فراى که در دوران جنگ جهانى اول هم زمان با هیتلر در ارتش خدمت مى کرده علت اصلى این کار وى را مشخص کرده است.
این یاداداشتها به تازگى در بایگانى شهر کوچک مارباخ به دست امده اند و تاکنون منتشر نشده بوده اند.

کارخانه ایران خودرو در شهرک صنعتی سمنان احداث می‌شود

کارخانه ایران خودرو در شهرک صنعتی سمنان احداث می‌شود

 
عصر خودرو : مدیرعامل شرکت شهرک‌های صنعتی استان سمنان گفت: کارخانه ایران خودرو در شهرک صنعتی سمنان در زمینی به مساحت بیش از 54 هکتار مستقر خواهد شد.


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی «عصر خودرو» به نقل از ایسنا مهدی ادب افزود: در طرح توسعه این کارخانه شرکت ایران خودرو مساحت زمین به 100 هکتار افزایش خواهد یافت و زمین مذکور نیز جنب ایستگاه راه آهن شهرک صنعتی و منطقه ویژه اقتصادی سمنان واقع شده است.
وی با بیان اینکه شرکت شهرک‌های صنعتی استان سمنان در حال حاضر 11 شهرک صنعتی و 8 ناحیه صنعتی را تحت پوشش دارد، خاطرنشان کرد: از این تعداد 8 شهرک صنعتی و 6 ناحیه صنعتی انتقالی نیز از سازمان جهاد کشاورزی استان سمنان در حال واگذاری است.
مدیرعامل شرکت شهرک‌های صنعتی استان سمنان هم‌چنین تصریح کرد: در حال حاضر کل مساحت شهرک‌ها و نواحی صنعتی استان بیش از4700 هکتار است که شهرک صنعتی سمنان با مساحت2046.22 هکتار و بیش از 450 واحد، وسیع‌ترین شهرک صنعتی در استان به حساب می‌آید.
ادب در ادامه اظهار داشت: شهرک صنعتی سمنان با توجه به قرار گرفتن در حوزه خدمات شهری و نزدیکی با پایانه‌های حمل و نقل، برخورداری از امکانات زیربنایی و اختصاصی راه آهن از شرایط خاص منطقه‌ای بهره‌مند و مکانی مناسب جهت ایجاد صنایع مختلف بوده و دارای زیرساخت‌های اصلی آب، برق، گاز ، تلفن و ... است.
وی با اشاره به اینکه شهرک صنعتی سمنان در سال گذشته به عنوان شهرک صنعتی نمونه کشور معرفی شد، افزود: وجود امکانات اینترنت، مجتمع‌های خدماتی و کارگاهی، شبکه جمع آوری فاضلاب، ساختمان‌های اداری، آتش نشانی و مرکز ارتفاء مهارت فنی و حرفه‌ای از دیگر ویژگی‌های این شهرک است.

استان سمنان مهد ادیبان واندیشمندان

استان سمنان مهد ادیبان واندیشمندان

 

....

....

....
جشن ها و آیین های استان سمنان
جشن هاي رايج در استان سمنان به سه دسته جشن هاي ملي, مذهبي و جشن هاي محلي تقسيم مي شوند. د ر اين استان علاوه بر مراسم عروسي وعيد نوروز كه داراي آداب خاص منطقه است، جشن ها و سرورهاي مذهبي نيز برگزار مي شوند. در محدوده هاي مختلف استان به مناسبت هاي اعتقادي و مذهبي مراسم جشن و شادي برگزار مي شود که تقريبا مانند اجراي مراسم در ساير نقاط ايران است كه در قسمت جشن ها و جشنواره هاي ايران در مورد آن ها توضيح كامل آورده شده است. از جمله اين مراسم مي توان به جشن هاي ميلاد پيامبر اکرم (ص)، ميلاد حضرت فاطمه (ع)، ولادت حضرت علي (ع) و ميلاد حضرت قائم (عج) اشاره کرد. در ضمن ويژه ماه مبارك رمضان، عيد غدير، عيد فطر و عيد قربان با شکوه و جلال همه گير در تمام نقاط شهري و روستايي استان برگزار مي شود.

عيد نوروز
بزرگ ترين, قديمي ترين و منسجم ترين جشن باستاني كه توسط تمام قوم هاي ايراني در ميان اهالي شهر و روستا و عشاير با هر طبقه اجتماعي برگزار مي شود, مراسم جشن عيد نوروز است. اين مراسم در استان سمنان نيز با شكوه و آداب مخصوص به خود انجام مي شود. معمولا يک ماه مانده به شروع سال جديد و عيد نوروز، نوجواناني به عنوان پيشاهنگ نوروزي، پس از غروب آفتاب در محله هاي قديمي به راه مي افتند و فرا رسيدن سال جديد را تبريک مي گويند. در بعضي از مناطق استان سمنان، از جمله در شاهرود، به نوروز جواني اصلاحا « صد سلام و سي عليک» يا « شالينو، مالينو» مي گويند. صاحب خانه وقتي مژده بهار و نوروز را مي شنود، انواع و اقسام خوراکي ها و شيريني هاي نوروزي را به نوروز خوان ها مي دهد. اين خوردني ها عبارت اند از هسته زردآلو، گندم، کنجد، شاه دانه بو داده، تخم مرغ پخته رنگ کرده و ...

زماني که صاحب خانه خبري نمي شود، نوروز جوانان براي دريافت نتيجه از صاحب خانه يک صدا مي گويند: يا سوال يا جواب شيشه پر گلاب. اين کار تا شب عيد ادامه مي يابد. مدتي که از شب گذشت نوروز خواني تمام مي شد. درآخرهر شب، نوروز خوان ها خوراکي ها و شيريني ها را روي هم مي گذارند و بين خود تقسيم مي کنند. معمول است که نوروز خوان دو سهم و بقيه يک سهم برمي دارند.

دو شب مانده به عيد نوروز را مردم استان سمنان روزعرفه مرده ها و يک شب به عيد مانده را روز عرفه زنده ها مي نامند. در شب عرفه مرده ها مردم براي اين که به نيت مردگان خود خيرات کرده باشند, ناني مي پزند که «گولاچ» نام دارد. سپس آن را به قبرستان مي برند و بين فقرا تقسيم مي کنند. مردم متعقدند در اين روز، مردگان چشم به راه خيرات زنده ها هستند و اين روز به آنان تعلق دارد. حتي مقداري خوراکي روي قبر مي گذارند و دعا و قرآن مي خوانند و به خانه خود بر مي گردند. گاهي نيز در مساجد و اماکن متبرکه شمعي را براي روشن شدن گور مردگان روشن مي کنند. شام عرفه، سبزي پلو است که اصطلاحا در محل علف چلو ناميده مي شود. آن را با سبزي صحرايي از قبيل چرقد پولکي، جاجو، چشم چغول و زين گو درست مي کنند. شام يک شب قبل از عيد نيز سبزي پلو است. آن شب را عرفه زندگان مي نامند.

در شب عيد، مردم به حمام مي روند تا آب عرفه را از سرشان دور کنند و سال نو براي آنان پر از خير و برکت باشد. در شب عيد حنا نمي بندند زيرا حنا تلخ است و براي مردم خوش يمن نيست. در شب عيد چراغي در منزل روشن مي کنند که بايد تا صبح روشن باشد. شام کشمش پلو است. خوردن آن در اين شب به نيت شيرين کام شدن اعضاء خانواده در تمام سال است.

چند ساعت قبل از تحويل سال نو، سفره هفت سين رامي چينند. سفره هفت سين عبارت است از خمير، سرکه، ماست، ماش، تخم مرغ، تخم مرغ رنگ کرده، سبزه، سمنو، سنجد، سير، چراغ، پنير، شير و هويج که معتقدند اين مواد موجب و مايه کار، شادماني، برکت، سرخي، سيري شکم و پيش نيامدن مرگ و مير براي اعضاي خانواده مي شود. به جز اين مواد، براي يمن و برکت سفره، گلاب و قرآن نيز در آن مي گذارند.

قبل از تحويل سال، اهالي منطه شاهرود در مسجد ها و تکايا اجتماع مي کنند. چند نفر از متدينين که سواد دارند، پس از وضو گرفتن، قلم ني را در زعفران فرو مي کنند و پشت بشقاب و کاسه هاي چيني، هفت آيه را که با سلام شروع مي شود مي نويسند. اين کار، تا تحويل سال ادامه مي يابد. سپس بشقاب هايي را که دعاي هفت سلام بر آن ها نوشته شده است با آب مي شوند و آب آن را براي شگون با خود مي برند. در راه، دو يا سه برگ اسفناج نيز از کسي که نذر دارد و برگ اسفناج تقسيم مي کند مي گيرند و وارد خانه مي شوند. اين مراسم به مراسم آب دعا معروف است.

در صبح روز عيد همه مردم با لباس هاي نو به ديد و بازديد يک ديگر مي روند و در همه خانه ها به بچه هايي که به ديدنشان مي آيند تخم مرغ پخته رنگ کرده و گردو يا چند سکه به عنوان عيدي مي دهند. اين ديد و بازديد ها اغلب تا روز سيزدهم ادامه پيدا مي کند. در اين روز مردم بيش تر به بيرون از شهر واغلب به مناطق خوش آب و هوا و سرسبز مي روند و ناهار را که بيش تر سبزي پلو است در آن جا صرف مي کنند.

ازدواج

ازدواج و تشکيل خانواده درايران، عناصر و ارزش هاي زنده، تحکيم بخش و ارزشمندي در خود دارد كه در نهايت هدف آن ها زندگي مطلوب و موفق زوج است. امروزه مراسم هاي سنتي در بيش تر مناطق استان سمنان از رونق اوليه خود برخوردار نيست ولي در کشاکش اين آداب و رسوم، تحرک ها, پويه ها, قهر و آشتي ها, شادي ها و دلهره هاي لذت بخشي, وجود داشته كه اطلاع از آن ها خالي از لطف نيست. در استان سمنان مراسم ازدواج و تشكيل خانواده داراي آداب و رسوم مخصوص به خود است كه تشريفات محلي در اين منطقه در بافت و محتواي خود, به تداوم مطلوب زندگي نظر داشته است.

تشكيل خانواده دراين خطه از ايران در شيوه سنتي خود چهار مرحله داشته است كه شامل مرحله: انتخاب دختر, دوخازي ياخواستگاري, عقدکنان و عروسي است. انتخاب همسر در خانواده هاي سمناني معمولا توسط بزرگ هاي خانواده صورت مي گرفته است. خانواده ها معمولا دختري را براي همسري پسرشان نشانه مي كردند و تحقيقات لازم را در مورد نجابت,عفت,استعداد, لياقت و سلامت جسماني او انجام مي دادند. پس از انتخاب اوليه دختر يكي از آشنايان خانواده پسر به خانواده دختر پيامي کنايه آميزمي دادند که مثلا: فلان خانواده به شما راه دارند؟ يا پسر فلان کس رابه غلامي قبول مي کنيد؟ پس از جلب موافقت خانواده دختر, شبي را براي خواستگاري «دوخازي dowxazi» تعيين مي کردند.

در شبي که براي «دوخازي» تعيين مي شد, جمعي از بزرگان و ريش سفيدان دو فاميل در خانه عروس جمع شده و پس از تعارف هاي مقدماتي, يکي از افراد که صراحت بيش تري داشت از پدر عروس مي پرسيد که: فلان, پسر فلان رابه غلامي قبول مي کند؟ پدر عروس جواب مي داد, که خدا به بخشد, نور چشم ماست, و اين علامت رضاي پدر دختر بود و حاضرين با صداي بلند مي گفتند: انشاء الله مبارک است.

از اين پس, به طورجدي, مسايل مالي مطرح مي شد و درباره «مهر يا کابين» عروس مذاکره مي شد. مهر بيش تر مواقع بايد خانه, زمين, باغ, آب, گوسفند, فرش باشد و پشت قباله عروس ثبت شود و از طرف پدر داماد, يا مادر او تعهد شود. اعتقاد براين بود که زن بايد در خانه شوهر «جاي پا» و «حق زمين» داشته باشد. تخصيص پول براي مهر, در گذشته بسيار اندک و محدود به مواردي بود که پدر يا مادر داماد, فاقد خانه و زمين و آب باشند. پس از تعيين مهر يا صداق, درباره ديگر لوازم مربوط به عروس و نيازهاي زندگي جديد عروس و داماد مذاکره مي شد.

مقدار طلا و جواهر براي عروس, پنبه و مقدار آن براي لحاف و تشک, قند, شکر, برنج و گوشت براي ايام عروسي, مقدار لباس, کفش و جوراب براي عروس و اطرافيان او, حنا, صابون و مقدار آن, «خرج صندوقچه» که عبارت بود از جعبه لوازم آرايش و خرج آشپزخانه و ساير احتياجات عروسي, دقيق با ذکر جزييات, صريح و روشن تعيين و صورت برداري مي شد. در طول اين مدت ميهمانان با شربت و شيريني پذيرايي مي شدند. شيريني شاخص در اين مجلس و تمام شب هاي عروسي «پشمک» بود.اين شب را اصطلاحا شب قول گيران مي ناميدند.

روز بعد از طرف داماد, کله قندي همراه با هدايايي به خانه عروس فرستاده مي شد. مادر عروس نيز خوانچه مرکب از بادام, فندق, حلواي کنجدي, انجير خشک و امثال آن, همراه با سبزي به خانه داماد مي فرستاد و رفت و آمدها و دعوت هاي دسته جمعي شروع مي شد. گاهي مراسم عقد, بلافاصله پس از «دوخازي»انجام مي شد و گاهي يک تا دو سال طول مي کشيد. در صورت اخير, مجلس جشن مفصلي ترتيب مي يافت و خويشاوندان و دوستان دو طرف دعوت مي شدند و با صرف شربت و شيريني, از وصلت دو طرف آگاهي مي يافتند. اين مجلس را «مجلس شيريني خوران» يا به اصطلاح «شال و انگشتر کردن عروس» مي خواندند. اگر پس از «دوخازي» قرار مي شد که بلافاصله عقد کنان صورت پذيرد, دراين صورت روزي را که به اصطلاح «ساعت داشته باشد» و بنابر تقويم, روز سعد وخوش يمني باشد, انتخاب مي کردند. شب قبل از عقدکنان «خوانچه» يعني آن چه را که درشب قول گيران تصويب شده بود باتشريفات خاصي به منزل عروس مي فرستادند. همه وسايل را در بسته ها و مجموعه هاي متعدد به نحوي که چشم گير و قابل توجه باشد, تنظيم مي کردند. مخصوصا وسايل عروس را تکه تکه مي آوردند, و اصولا سعي مي شد که تعداد بسته ها و تکه ها زياد باشد

غذاهای محلی استان سمنان
مردم استان سمنان هم چون مردم ساير قسمت هاي ايران از انواع غذاها, نان ها, سالادها و سبزي هاي رايج در سبد غذايي خود استفاده مي كنند. برخي از غذاها و نان ها چون نان سمناني و سبزي پلوي سمناني و آبگوشت خربزه از جمله غذاهايي است كه صرفا در اين استان تهيه و طبخ مي شوند كه جزو غذاهاي خاص محلي اين استان به شمار مي آيند.

براي تهيه سبزي پلوي سمناني سبزي تازه با ساقه, گوشت ماهيچه, برنج وماهي- زعفران آب گرفته - نمك وفلفل وزرد چوبه مورد نياز است. براي تهيه اين نوع غذا سبزي هاراپاك وخرد كرده و از سير تازه باساقه سبز آن استفاده مي شود. برنج را صاف كرده و لابه لاي آن از سير وسبزيجات تازه وخرد شده ريخته مي شود و كمي كه دم گرفت آب روغن وزعفران روي آن داده مي شود تا كاملا آماده شود.

ته چين كشمش ولپه از ديگر غذاهاي محلي سمناني هاست كه لپه, كشمش, مرغ, زعفران, روغن , ماست, زرده تخم مرغ در تهيه آن استفاده مي شود.

آبگوشت خربزه يا به زبان محلي «كالك قليه»، غذاي شيريني از مردم سمنان و توابع آن است. مردمي كه در بسياري از قسمت هاي منطقه، مانند ميدان غياثي سمنان ساكن هستند, از اين غذا استفاده مي كنند. خربزه, پياز، نخود, لوبيا و گوشت آبگوشتي مواد تشكيل دهنده اين غذا هستند. انواع خوراكي ها چون برگه زردآلو، كشمش، نان چاي، انجير، پسته، آروشه (نوعي خوراكي محلي)، قره غوروت، گردو … در اين منطقه وجود دارد كه جزو سوغاتي ها نيز به شمار مي آيند.

ویژگی های مردم نگاری استان سمنان
استان سمنان از لحاظ آداب و رسوم و کنش هاي فرهنگي مردم، از تنوع برخورداراست. تنوع در مسايل انساني و اجتماعي و طبيعت استان، سبب به وجود آمدن اين گوناگوني شده است. انجام مراسم مربوط به سوگ و عزاهاي خصوصي و مذهبي و ساير کنش هاي فرهنگي مردم، با وجود تفاوت هاي جزيي که در نقاط مختلف استان با هم دارند، بر بستر باورهاي ديني و مذهبي و وابستگي هاي ملي و منطقه اي شکل گرفته اند. دراين قسمت درباره نژاد‏ دين و مراسم هاي خصوصي و عمومي سوگواري در استان سمنان اطلاعاتي آورده مي شود.

نژاد مردم استان سمنان آريايی است. مردم اين منطقه مسلمان و شيعي مذهب هستند و اقليتي مسيحي و پيروان اديان ديگر نيز در مناطق مختلف اين استان ساكن هستند. بر اساس سرشماري سراسري سال 1375 استان سمنان داراي 501446 نفرجمعيت بوده است.

مراسم مربوط به عزاداري دراستان سمنان به دو شکل مراسم عزاداري خصوصي و عزاداري مذهبي و عمومي است. عزاداري خصوصي همان مراسمي است كه در آن شخصي فوت مي كند و بعد از انجام غسل، کفن کردن و تدفين مرده، صبح اولين روز بعد از مرگ زنان فاميل و آشنا بر سر مزار مي روند و براي آمرزش روح متوفي فاتحه مي خوانند. به اين مراسم فاتحه خواني در اصطلاح«منزل مبارکي» مي گويند. صبح روز دوم ختم زنانه برگزار مي شود. اقوام و آشنايان در منزل متوفي جمع مي شوند و علاقه مندان يک يا چند سوره از قرآن را به نوبت قرائت مي کنند. حاضران پس از صرف ناهار سر مزار مي روند و در اطراف قبر حلقه مي زنند و پس از روضه و فاتحه خواني به خانه خود باز مي گردند.

عصر روز سوم در يکي از مساجد ختم مردانه برگزار مي شود. در اين مجلس عده اي به قرائت قرآن مي پردازند و خطيب به محض وارد شدن هر کس، با صداي بلند مي گويد فاتحه, بعد از گذشت يک ساعت روضه خوانده مي شود. بين زنان اين گونه رسم است که تا روز پانزدهم به جز صبح روز دوم، بر سر مزار نمي روند.

عصر روز چهاردهم زنان به منزل صاحب عزا مي روند و به اتفاق آن ها بر سر قبر مي روند و روضه اي در آن جا خوانده مي شود. هم چنين در شب چهلم، زنان و مردان در منزل صاحب عزا جمع مي شوند، روضه و فاتحه خوانده مي شود و پس از صرف شام همه به خانه هاي خود باز مي گردند. مراسم ختم بعد از دفن ميت، در مسجد و در روزهاي سوم، هفتم، چهلم و سالگرد برگزار مي شود.

عزاداري مذهبي در استان سمنان به اين گونه است كه: مردم سمنان نيز چون ديگر مردم كشور از تاريخ اول تا دهم محرم هر سال به عزاداري براي شهادت امام حسين (ع) مي پردازند و اين عزاداري تا ده روز ادامه دارد. هرساله پيش از شروع ايام عزاداري، مردم روستاها و شهرهاي استان سمنان با سياه پوش کردن محله ها، تکايا و حسينيه ها و با برپا کردن خيمه ها، به استقبال اين ماه عزاداري مي روند.

از روز اول دهه ماه محرم، مجالس روضه خواني در تکايا در سه نوبت صبح، عصر و شب برگزار مي شود. هرمحله و تکيه، دسته هاي عزاداراي جداگانه دارد. دسته هاي عزاداري از شب ششم تا عاشورا به صورت گردشي درمحله ها عزاداري مي کنند. اين عزاداري بيش تر به شکل زنجير زني و سينه زني صورت مي گيرد. درميان دسته هاي عزادار، درگذشته اسبي به عنوان ذوالجناح که افساري به آن مي بستند وجود داشت که يک نفر آن را مي کشيد. در سال هاي اخير نيز گاهي اين کار انجام مي شود.

از جمله کارهايي که مردم در دهه ي اول محرم انجام مي دهند؛ تزيين نخل با تصاويري از امامان، واقعه عاشورا و تصاوير شهداست. در بعضي موارد، با آيينه و روپوشي از رنگ مشکي يا سبز اين تزيينات را از روز هفتم تا روز عاشورا به همراه دسته هاي عزاداري حمل مي کنند. مراسم نخل گرداني در روز عاشورا به ويژه در شهرستان سمنان بيش تر صورت مي گيرد.

بنا به اعتقادات و باورهاي ديني، برخي از بيماران خود را به اين نخل ها مي بندند و شفا مي طلبند در روز عاشورا در بيش تر نقاط استان، افرادي که نذر کرده باشند، به مردم غذا مي دهند. در ميان مراسمي که در روز تاسوعا و عاشورا بيش از هر چيز در بعضي نقاط جلب توجه مي کند آتش زدن خيمه به ياد سوختن خيمه هاي ابا عبدالله الحسين و خاندان و اصحابش است.

در روز چهلم شهادت امام حسين (ع) و 28 صفر كه سالروز رحلت حضرت محمد(ص) و شهادت امام حسن مجتبي(ع) است, نيز مراسم روضه خواني و عزاداري به شکل سينه زني و زنجيرزني در بيش تر نقاط استان برگزارمي شود و برخي خانواده ها به اندازه توانايي مالي خود نذرهايي را به اشكال مختلف بين مردم تقسيم مي کنند.


جاذبه های فرهنگی استان سمنان
ستان سمنان يكي از استان هاي كويري كشور ايران است كه از آثار و ابنيه تاريخي, جاذبه هاي كويري و كوهستاني, آداب اجتماعي و فرهنگي خاص خود برخوردار است. اين استان داراي پوشاك خاص محلي خود است كه در كنار انواع توليدات صنايع دستي عشايري و روستايي و شهري تشكيل دهنده جاذبه هاي فرهنگي اين استان هستند. تنوع انواع صنايع دستي استان سمنان از قبيل: قالي, گليم, جاجيم، شال‌بافي، سجاده‌بافي، چادرشب، سبدبافي، زيلوبافي، كرباس، پشم‌ ريسي‏, سفال و سراميك, نمد, منبت‌كاري, معرق كاري, قلم‌زني, چاپ قلم كار, چاقوسازي و چرم‌سازي نشانه روحيه هنرمندانه و فرهنگ عميق مردم سمنان است. تنوع بازي ها و نمايش هاي محلي نيز در اين استان؛ حكايت از غناي فرهنگي اين خطه از سرزمين ايران دارد.
صنایع دستی استان سمنان
استان سمنان داراي صنايع دستي متنوع و خوبي است. توليدات صنايع دستي عشايري و روستايي و شهري در استان سمنان به ترتيب اولويت و اهميت كمي و كيفي عبارت است از: بافته‌هاي داري شامل قالي و گليم, نساجي سنتي (شامل جاجيم، شال‌بافي، سجاده‌بافي، چادرشب، سبدبافي، زيلوبافي، كرباس، پشم‌ ريسي)‏, سفال و سراميك, نمد, منبت‌كاري – معرق كاري – قلم‌زني, چاپ قلم كار – چاقوسازي و چرم‌سازي.
قالي بافي: قالي‌بافي دراستان سمنان از لحاظ ابعاد – بافت – رنگ‌ بندي و نقوش در مناطق مختلف استان متفاوت است و بيش از چندين طرح شناخته شده و مجزا از يك ديگر وجود دارد. قالي‌بافي به ترتيب اولويت در شهرهاي دامغان، شاهرود, سمنان و روستاهاي منطقه طرود و خارتوران شاهرود انجام مي‌شود. قالي‌هاي مهد شير بيش تر بر شيوه قالي‌هاي مناطق قم و گاهي كاشان بافته مي‌شود.
تاريخچه بافت قالي در استان سمنان به 130 سال پيش باز مي‌گردد. گفته مي‌شود در ابتدا شخصي به نام ميرزا احمد كرماني وارد شهر سمنان شد و از آن جا كه پولي براي رفتن به شهر مشهد نداشت؛ به منظور كسب درآمد؛ آموزش قالي بافي را در سمنان به عهده گرفت و اين كار سبب گسترش قالي‌بافي دراين منطقه كويري شد. كارگاه‌هاي اوليه از نوع بافت تركي و دارهاي عمودي بودند.
بافت قالي بر روي دستگاه هاي چوبي يا فلزي كه در اصطلاح دار خوانده مي‌شود, انجام مي‌ گيرد و دارهاي رايج صرف نظر از اشكال مختلفي كه دارند به صورت افقي و عمودي قابل تقسيم هستند. در ابتداي كار؛ چله‌كشي كه همان كشيدن نخ هاي تار به دور دار و قرار گرفتن آن ها در جاي مخصوص خود است, انجام مي‌شود. قالي در واقع مجموعه‌اي از صدها هزار دانه يا گره است كه در رج‌هاي موازي بر چله‌ها مي‌نشيند و هر قدر تعداد اين گره‌ها در سطح فرش بيش تر باشد, مرغوبيت و استحكام آن بيش تر است. گره‌هاي رايج در قالي‌بافي عموماً يا فارسي (غير متقارن) يا تركي (متقارن ) است. درابتداي فرش قبل از شروع بافت و در قسمت انتهايي بعد از اتمام بافت؛ چندين سانت گليم بافت وجود دارد كه به همراه شيرازه‌هايي كه اطراف فرش پيچيده مي‌شوند در استحكام فرش تأثير عمده‌اي دارد.
گليم‌بافي : بافت گليم به گونه‌اي بسيار ساده آغاز شد و تمام اشكال بافت در بيش تر نقاطي كه گليم‌بافي در آن ها رايج است؛ اعمال مي‌شود. بافت گليم عبارت است از عبور نخ‌هاي رنگين پود از لابلاي نخ‌هاي ساده تار كه به اشكال مختلف امكان‌پذير است. ساده‌ترين شيوه بافت گليم عبور نخ‌هاي پود به صورت يك در ميان از لابلاي نخ‌هاي تار است و شكل ديگر آن عبور تار از روي چند پود با عبور از روي چند تار است. چله‌كشي دارهاي گليم‌بافي اعم از دارهاي افقي و عمودي شبيه چله‌كشي قالي است و تارها اغلب از نخ پنبه‌اي به رنگ سفيد و پودها از جنس نخ رنگين پشم است. براي بافت قالي پشم نخ، قلاب، كوجو (گله) يا كوجي و هاف (پيدامه) هر دو براي ايجاد ضرب چاقو و شانه لازم است.
دست‌بافي : فرآورده‌هايي كه با كمك دستگاه هاي ساده و سنتي بافندگي (دستگاه ويژه بافت جاجيم, دستگاه دو وردي، دستگاه چهار وردي و ژاكارد دستي) تهيه مي شوند؛ دست بافي نام دارند. هرچه تعداد وردها بيش تر باشد ميزان تغييرات تارها، بالا و پايين رفتن آن ها و بر طبق آن پودگذاري متنوع‌تر مي‌شود. انواع توليداتي چون جاجيم، شال، چادر شب، سفره و ... از دست بافي هاس سمنان به شمار مي آيند.
جاجيم بافته‌اي از نخ پشم ايوان و تيره رنگ پنبه‌اي يا پشمي است كه بيش تر توسط زنان بافته مي‌شود. اين بافته در زمستان هاي سرد به عنوان لحاف كرسي مورد استفاده واقع مي شود و امروزه از آن به عنوان پادري، سجاده سرحمامي و ... نيز استفاده مي شود. نوع چله‌كشي براي بافت جاجيم همان روشي است كه در چله‌كشي قالي استفاده مي شود.
نمد مالي: نمد ساده‌ ترين كف‌پوش است كه ساخت آن نياز به دستگاه خاصي ندارد. در نمد مالي در واقع از خاصيت در هم پيچيدن الياف آن در اثر رطوبت و فشار استفاده مي‌شود. احتمال دارد كه اولين بار بافنده گاني كه الياف پشمي خود را شسته و براي گرفتن رطوبت آن با چوب دستي ضربه‌هايي به پشم زده‌اند؛ موفق به كشف اين خصوصيت پشم و در نتيجه موفق به وجود آوردن صنعت نمد مالي شده‌اند. ساخت نمد,ساده و ارزان‌تر از توليد گليم و قالي است. امروزه از نمد در ساخت كف ‌پوش، آويز ديواري، جل اسب و غيره استفاده مي‌شود.
چاپ‌هاي سنتي قلم كار: پارچه‌هايي كه به وسيله قلم مو، مهر و نظاير آن رنگ‌آميزي شده و نقش مي‌پذيرد؛ جزو چاپ‌هاي سنتي به شمار مي‌آيند. كارهايي مانند چاپ قلم كار، چاپ كلافه‌اي (باتيك) و... از جمله اين نوع چاپ ها به شمار مي آيند. در پارچه‌هاي سنتي كه به نام پارچه‌هاي قلم كار ناميده مي‌شوند؛ اين كار توسط قالب‌هاي چوبي كه داراي نقوش برجسته است, انجام مي‌شود و ركن اصلي قلم كار‌سازي قالب ها است كه حداكثر در چهار رنگ بر روي چوب‌هايي مانند گلابي و زالزالك تراشيده مي‌شود.
رنگ‌هاي سنتي از موادي ساده و ارزان مثل پوست انار، روغن كرچك, كتيرا، گل سرخ؛ زاج سياه, زاج سفيد و ... تهيه مي‌شود. نخستين مرحله‌ چاپ قلم كار آب دادن پارچه است كه طي آن پارچه موردنظر جهت قلم كارسازي به رودخانه برده مي‌شود؛ در آب قرار مي‌گيرد تا رنگ هاي اضافي و آهار از بين برود و بعد از آن رنگ زمينه مي‌تواند سفيد يا ز

ادامه نوشته

معرفی شهمیرزاد

شهمیرزاد در شمال شهر سمنان ـ  مرکز استان - واقع شده است و پس از 20 دقیقه طی مسیر و برانداز مناظر سبز و زیبای کوهستانی، این شهر با طبیعت بکر و ناشناخته و البته زیبایش در برابر مسافران قرار می گیرد.

استان سمنان از گرمترین استانهای کشور محسوب می شود و نام استان سمنان بیشتر با کویرعجین شده است و وجود طبیعتی بکر و جنگلی در فاصله 20 دقیقه ای از مرکز سمنان، هر گردشگری را به خود جلب می کند

از گرمای جاده کویری که رها می شوی به ناگاه خود را در میان انبوهی از درختان سبز و گندم زارهای زیبا گم می کنی. هوایی مطبوع آنچنان صورتت را نوازش می دهد که باور نمی کنی پشت سرت بیابان بوده و هرم داغ آفتاب و جریان آب در جویها، ستگی و تشنگی کویر را از تنت می زداید.

این شهر از طبیعتی زیبا و پوشش گیاهی سرسبز تشکیل شده است و میانگین دمای سالیانه آن 11 درجه سانتیگراد است که بین 16 درجه زیر صفر سردترین و 34 درجه بالای صفر در گرمترین ماه سال متغیر است.

اختلاف ارتفاع سمنان و شهمیرزاد از سطح دریا بیش از هزار متر است و این امر از عجایب طبیعت استان سمنان است که در فاصله 20 کیلومتری تا این اندازه اختلاف دما وجود دارد بر همین اساس بی جهت نیست که شهمیرزاد را بهشت کویر نیز نامیده اند.

جمعیت ثابت شهمیرزاد بیش از 12 هزار نفر است که در تابستان و ایام نوروز به جهت استقبال زیاد مسافران و گردشگران به بیش از 50 هزار نفر افزایش می یابد و از این شهر دو راه ارتباطی 170 کیلومتری به ساری و 55 کیلومتری به دو آب در استان مازندران وجود دارد.

جاده شهمیرزاد - کیاسر - ساری از جاذبه های ویژه ای برخوردار است که کوه های بلند و سترگ البرز چون دیوارهایی عظیم دو سوی جاده را در آغوش گرفته و گاهی انگار جاده را در دل کوه نشانده اند. دشتهای اطراف با چشم اندازی بی بدیل هر نگاهی را به خود معطوف می کند، شهمیرزاد در امتداد این جاده واقع شده و مسافران و رهگذران را به دیدن و ماندن دعوت می کند

چشمه های بی نظیر این شهر که از دیواره های البرز می جوشد و جاری می شود از بهترین آبهای معدنی به حساب می آید.

در بخش شمالی شهر، پیست اسکی جاذبه های زمستانی این شهر را نمایان می سازد و زمستان این شهر نیز گردشگران زیادی را برای ورزشهای مفرح زمستانی به سوی خود می کشد.

این شهر به شکل شیبدار با کوچه و خیابان پر از درخت، زیبایی نادری دارد که در کمتر ناحیه ای از ایران دیده می شود. زبان مردم شهمیرزاد زیرشاخه زبان گیلک به حساب می آید. نان محلی بهشت کویر با صنعت کشاورزی آن رابطه ای مستقیم و جالب دارد. نام نانی که مردم این شهر با گردو می پزند، "تنبلک" است.

شهمیرزاد، بهشت کویر و نگین زمردین بر حلقه انگشترى شهرهاى حاشیه کویر مرکزى ایران است، سبز جامه اى بر قامت باشکوه طبیعت و تابلویى چشم نواز و دلفریب با قلم نقاش چیره دست عالم هستى و شهرى زیبا، باصفا و تاریخى در 20 کیلومترى شمال شهر سمنان مرکز استان کویری در دامنه هاى جنوبى کوههاى سر به فلک کشیده البرز شرقى با فاصله کمتر از 230 کیلومترى تهران که قدمت آن به روایت مورخین در کتب معتبر به عهد باستان مى رسد.

باغ های منطقه کوهستانی شهمیرزاد، یکی از منابع مهم درآمد مردم است. گردو نخستین گزینه باغداری و کشاورزی در این شهر محسوب می شود. پس از آن درختهای سربلند سپیدار و چنار، کوچه و برزن شهمیرزاد را به کوچه باغ های منحصر به فردی تبدیل کرده است. وجود درختان سیب، انواع گلابی، زردآلو و آلبالو در باغ های شهمیرزاد، زیبایی دوچندانی را به هنگام به محصول نشستن می آفرینند که گویی بهشتی در دل کویر رخ می نماید و آب گوارا و خنک چشمه های شهمیرزاد طراوت را در فضا ایجاد کرده است، سایه درختان آلو و زیباییهای آنها در فصل بهار به هنگام شکفتن در کوچه باغهای این منطقه، چشم هر مسافر تازه وارد را به خود جلب می نماید و محصول آلو بعد از گردو مهمترین محصول این شهر است.

درختان سر به فلک کشیده و کهنسال چندین هزار ساله نظیر گردو، چنار و درختانی نظیر تبریزی و بید مجنون مناظر بسیار زیبا و دلفریبی را در این شهر پدید آورده و استاد و نقاش چیره دست طبیعت تابلوی زیبایی را در این بخش از کشور آفریده که چشم هر بیننده ای را به خود جلب می کند

سمنان جزیره لهجه ها ...

سمنان جزیره لهجه ها ...

سمنان جزیره لهجه ها ...
يك روز در شهري كه ممكن است هر لحظه با گويش مردمانش غافلگير شويد
محسن امين - چند درصد تهرانی ها، شهرستانی هستند؟ چند درصد تهرانی ها، اصالتا تهرانی هستند؟ بیشتر تهرانیهای امروز، اصالتا شهرستانی هستند و سعی میکنند خودشان را هر چه سریع تر، شبیه به تهرانیها کنند! خاصه در لهجه! شاید اگر روزی زاهدان یا خرمشهر یا جهرم، در امکانات و لوکس بودن، فرق چندانی با پایتخت نداشته باشند، آن وقت است که دیگر تهرانیها نمیتوانند به لهجه شان افتخار کنند.. . سمنان به شهر لهجه های ایران معروف است.گزارشی از این سوژه را اینجا بخوانید و برای خواندن مطالبی دیگر این پرونده مانند بررسی اجتماعی موضوع،مرور معروف ترین لهجه هایی که در ذهن ایرانیان ماندگار شده اند،شیوه برخورد صدا و سیما با لهجه های مختلف،مرور بهترین لهجه هایی سینمایی،گفتگو با آزیتا حاجیان به بهانه ایفای نقش مش دریا در مجموعه ساعت شنی و ... شماره جدید ماهنامه مهر نو را ورق بزنید...

سمنان،شاید تنها شهری باشد که وقتی غریبه‌ای آنجا می‌رود حتما می‌فهمد مردمانش به او چه می‌گویند اما خود آن مردمان ممکن است درست نفهمند که دارند به یکدیگر چه می‌گویند! اتفاقی که یک دلیل ساده دارد؛ آنجا، به قول خودشان جزیره لهجه‌هاست و محله به محله روش و گویش صحبت کردن آدم‌ها عوض می‌شود. اما آنها حتما با غریبه‌ها فارسی صحبت می‌کنند.

سمنانی‌ها در شهرشان لااقل 5 گویش کاملا متمایز دارند. اتفاقی که وقتی در دایره‌های کوچک از شهر فاصله می‌گیری با شدت بیشتری تکرار می‌شود. به فاصله 2 کیلومتری شهر، سنگسری‌ها طوری حرف می‌زنند که سمنانی‌ها به زحمت می‌فهمند چه می‌گویند. نمونه‌ای که در این شهر و اطرافش زیاد است.

 

 

فارسی باستان

زبان سمنانی‌ها فارسی است، اما یادگار فارسی دوران باستان است و حرکات و حروف را بر خلاف فارسی تهرانی ها، کتابی و دستوری‌تر ادا می‌کنند. اینجا تقریبا در پنج حوزه گویشی قرار گرفته که به این حوزه‌های پنج گانه (سمنان، سرخه، لاسگرد، سنگسر و شهمیرزاد) روستاها و آبادی‌های دیگر را هم باید اضافه کرد. اما بین همه آنها، گویش سمنانی قدمت بیشتری دارد. طوری که آن را نزدیک به زبان پهلوی می‌دانند که طی دوره‌های گوناگون دست نخورده باقی مانده. در مجموع محدوده این استان را که روزگاری به قومس مشهور بوده، از نظر تنوع قومیت‌ها و البته لهجه و زبان‌ها می‌شود بررسی کرد. در منطقه شاهرود، گویش رایجی که وجود دارد به شاهرودی معروف است. گویش‌های دیگری نیز در ناحیه شاهرود وجود دارد که مربوط به گروه‌های انسانی مهاجر است که با لهجه‌های کردی، ترکی، بلوچی و بعضی‌ها هم با گویش عربی صحبت می‌کنند.

 در واقع گویش شاهرودی گویش مسلط منطقه شاهرود است. زبان و لهجه محلی متداول در بین گرمساری‌ها ، لهجه رازی است که با تفاوت جزیی اهالی نواحی اطراف تهران، ری، شمیران و ورامین نیز بدان تکلم می‌کنند و اما ساکنین نواحی مجاور بلاد جبال یعنی مناطق کوهستانی دامنه جنوبی البرز مرکزی با لهجه‌ای آمیخته از لهجه‌های رازی و ناحیه جبال که خود تحت تاثیر لهجه طبری قرار گرفته سخن می‌گویند.

زبان‌های محلی دیگر گرمسار عبارتند از: ترکی که افراد ایل اصانلو و پازوکی بدان تکلم می‌کنند. زبان اصانلو شبیه ترکی زنجانی و زبان ایل پازوکی شبیه ترکی آذربایجان است. افراد الیکایی نیز به زبان محلی مخصوص خود تکلم می‌نمایند.

 

 

تقاطع لهجه ها

راننده تاکسی می‌گوید اینجا لهجه زیاد داریم اما من چون با همه سر و کار دارم، زبان همه‌شان را می‌فهمم: «سنگسری‌ها و شهمیرزادی‌ها زبان‌شان به گیلکی می‌خورد. خیرآباد و رکن‌آباد اما کمی نرم‌تر حرف می‌زنند. سرخه‌ای هم یک جور دیگری‌اند. اما خود سمنانی‌ها چند جورند. ساده‌اش را بخواهید، تند که حرف می‌زنند، انگار که دارند زرگری حرف می‌زنند. کسی غیر خودشان نمی‌فهمد.» مرد، تکه کلامش «دایی» است. به ما می‌گوید: متوجه می‌شوی دایی؟

 دنبال بیسیمچی جنگ می‌گردیم، اما پیدا نمی‌کنیم. ویژگی خاص صحبت کردن سمنانی‌ها انگار در روزهای جنگ زیاد به کار می‌آمده:«اکثر بیسمچی‌های جنگ سمنانی بودند. این بهترین و راحت‌ترین کار برای به رمز صحبت کردن بدون استفاده از امکانات و روش‌های پیچیده جنگی بوده. چون وقتی دو تا سمنانی با هم تند صحبت می‌کنند، امکان ندارد غیر از خودشان کسی متوجه شود که چه می‌گویند. انگار که دارند زرگری حرف می‌زنند.»

 

 

سنگهای توی قوطی

خودمان را می‌رسانیم به بازار قدیمی و سنتی سمنان. اینجا، با مغازه دارها که صحبت می‌کنی، همان فارسی ساده جواب می‌دهند. عجیب هم نیست چون فقط 3 ساعت با پایتخت فاصله داریم. اما وقتی خودشان با هم حرف می‌زنند، انگار که یکدفعه کانال عوض شده باشد، سخت می‌شود فهمید که چه می‌گویند. «ماشاا. . . محقق» یکی از قدیمی‌های اینجاست که بیرون این بازار هم شناس است. او یکی از مجریان ثابت رادیوی استان سمنان است و شاعر چیره دستی هم هست. می‌گوید این روزها بچه‌ها کمتر به لهجه‌های خودمان حرف می‌زنند و تهرانی و کتابی شده اند، اما ما در رادیو و شبکه استانی دنبال این هستیم که لهجه اینجا را زنده نگه داریم. از محقق در مورد سختی فهمیدن و یاد گرفتن لهجه سمنانی می‌پرسیم، می‌خندد و می‌گوید:« این مساله‌ای تاریخی است! حکایت داریم که یکی از پادشاهان هخامنشی عده‌ای را مامور کرد که بروند و لهجه‌های مختلف ایرانی‌ها را یاد بگیرند و برای او توضیح بدهند. همه می‌آیند اما کسی که از منطقه قومس بر می‌گردد، دست خالی است. عاقبت هم چند تا سنگ می‌ریزد توی یک قوطی و تکان می‌دهد که این صدای صحبت کردن تند 2 نفر از آن دیار است!»